ميمون

 

 

the trainer lets<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

monkey hold it...

New Year's kite

مربي مي گذارد

ميمون آن را نگه دارد...

بادبادك سال نو

 

 

does the monkey understand

"morning cold"?

a little nod

ميمون مي فهمد

"سرماي صبح "؟ را

سري تكان ميدهد

 

 

ايسا از خودش مي پرسد ميمون "صبح سرد " گفتن ايسا با صداي بلند  مي تواند بفهمد. سر تكان دادن ميمون نشان ميدهد كه كاملا مي فهمد.

 

do you also know

that autumn's ending?

the monkey nods

تو هم ميداني

پاييز دارد تمام مي شود؟

ميمون سر تكان ميدهد

 

the child hugs

her cloth monkey...

hailstorm

 

كودك در آغوش ميكشد

ميمون پارچه اي اش را

رگبار تگرگ

 

"در قديم ميمون كوچك قرمز رنگي را براي دور نگه داشتن شيطان آويزان ميكردند."

 

 

 

 

 

 

the abbot's monkey

hauls potatoes...

hard winter rain

ميمون ِ راهب

سيب زميني ها را هل ميدهد...

باران تند زمستاني

 

 

tied to the monkey's

back...

string of the kite

گره خورده

به دم ميمون...

نخ بادبادك

 

dancing monkey--

its face also

isn't weary

ميمون رقاص-

چهره اش هم

خسته نيست

 

 

ميمونهاي در حال رقص در سال نو شعبده بازي ميكنند .

 Shinji Ogawaمي پرسد " چه كس ديگري نيز  چهره اش خسته نيست؟" استاد رقص ميمون ؟

وقتي هايكو ميخوانيم بايد سعي كنبم كه هايكو را بفهميم . بنابراين وظيفه سراينده هم اين ست كه هايكو را قابل فهم كند.

 هر چند كه يك هايكوي خوب بايد چيزي را ناگفته بگذارد برای اينكه خواننده ها بتوانند با تخيل خود آنرا كامل كنند.  اين هايكو شبيه هايكوي ديگري از ايساست.

 

morning-glories--

they also aren't tired

of blooming

 

نيلوفر پيچ ها-

انها هم خسته نيستند

از شكفتن

 

دوباره يه راز : چه كسي يا چه چيز ديگري نيز از شكفتن خسته نيست؟

      

 

from the treetop

the monkey points out

the mushrooms

از نوك درخت

ميمون نشان ميدهد

قارچ ها

 

mother monkey

teaches her baby...

dance moves

ميمون مادر

به بچه اش ياد ميدهد...

حركات رقص

 

dancing monkey--

he gives his rice cake

to the child

ميمون رقاص-

ميدهد نان برنجي اش را

به بچه

 

 

monkey in the tree

discarding his fleas...

on the dog

ميمون در درخت

مياندازد كك هايش را...

بر سگ

 

Issa

/ 39 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تن روح

میمون، شبیه آدم اما زشت و لاجذاب

زهرا

ترجمه‌ی لذت بخشی بود. هرچند من به ميمونها علاقه‌ای ندارم.

هيلا

چقدر دوست دارم وقتی می توانم اينجا فرياد کنم که دوست بگذار دريچه ها باز بماند تا من فرياد دلتنگيم را روی شانه های مهربانت ببارم.

هيلا

به جز زندگی معنای ديگری هم هست.

DARESHO TAKHTE KON ABLAH!

پيام همای سابقا سعادت

به به درود دوست گلم. یه چن صد سالی نیومدم تو وب اما حالا که اینجا رو دیدم همون حال و هوای قبل رو داره و فضاش شاعرانست. دستت درد نکنه و امیدوارم همیشه شاد و سربلند باشی. سپاس

دزدکی

دلم واسه ایسا خان تنگ شده بود